در جوشا جوش جنگ سرد سلاح های گرم چگونه دردسترس افراطیون اسلامی قرار گرفت..در آن‌ زمان حدود هفت سال از حضور نیروهای شوروی در حمایت از دولت جمهوری دیموکراتیک افغانستان در برابر باند گروپهای مسلح می‌گذشت.همزمان آمریکا یی تصمیم گرفتند برای اولین بار یک سلاح جدید را در اختیار گروه ی مسلح دهشت افگن قرار دهند: این سلاح مخرب بنام استینگریا موشک‌ دوش‌پرتاب گرمایاب نامیده میشد.به گفته ترکی فیصل، مدیر کل ریاست استخبارات عمومی سازمان اطلاعات عربستان سعودی (۲۰۰۱-۱۹۷۹): «موشک‌های استینگر در سال ۱۹۸۱ بین نیروهای آمریکایی توزیع شده بود، اما هرگز در جنگی استفاده نشد و تکنالوژی ساخت آن همچنان مخفی نگه‌داشته شده بود. این نگرانی وجود داشت که اگر استینگر در جنگ افغانستان به‌کار برده شود، به‌زودی به شوروی راهش کشیده خواهد شد، ممکن بود که غنیمت گرفته شود یا هم به یک کارمند اداره خاد (خدمات امنیت دولتی) فروخته شود»این امکان هم وجود داشت که در اختیار ایرانی‌ها قرار بگیرد و یا حتی به دست گروه‌های تروریستی بیافتد. خود رئیس‌جمهوری پاکستان، ضیاء[الحق] هم نگران بود که مبادا با یکی از آن‌ها ترور شود- چرا که چندین بارتلاش برای کشتن او صورت گرفته بود- و او تشویش داشت که از این موشک‌ها علیه هواپیمای خودش استفاده شود.در چنین فضایی «انجنیر غفار» در حوت ۱۹۸۶ همراه یک گروه ۱۰ تا ۱۵ نفری از افغانستان به پاکستان فراخوانده شدند، نمی‌دانست منظور از دعوت چه است زمانیکه در منطقه بین اسلام اباد و رواولپندی نزدیک یکی از فرود گاه ها ی پاکستان جائيکه برای اموز ش برای شان اختصاص داده شده بود مستقر شد وفهمید که به زودی حملاتی را توسط سلاح جدید « استنیگر» علیه هواپیماها و هلی‌کوپترهای نیروی هوایی اتحاد جماهیر شوروی در افغانستان انجام میدهند.انجنیر غفار و هم‌قطارانش اولین تیم انتخابی که همه از حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار بودند به چنین وظیفه مهم و از جانبی غیر انسانی موظف شدندمربیان آنها پاکستانی‌هایی بودند که کمی قبل‌تر از آن‌ها در آمریکا آموزش دیده بودند. آمریکایی‌ها از تمام روند این اموزش، نظارت داشتند؛ به گفته انجنیر غفاریکی از آن‌ها به زبان روسی بلد بود و گاهی بین وی که روسی بلد بود و پاکستانی‌ها که اردو-زبان بودند، به عنوان مترجم استفاده میشد.فرودگاه ، مکان مناسبی بود که با استفاده از استینگرهای شبیه‌سازی‌شده، روی هواپیماها و هلی‌کوپترهای فرودگاه اسلام‌آباد تمرین کنند که چگونه استینگر را برای شلیک به هدف آماده سازند.به گفته انجنیر غفار «وقتی ترنینگ (آموزش) تمام شد، گفتند که خود را آماده رفتن به افغانستان بسازید. یک موضوع برایشان بسیار مهم بود، آن‌هم اینکه اصرار داشتند که روز دقیق حمله را مشخص سازیم. این‌ کار به خاطر این‌که ‌مسیر برگشت به افغانستان دشوار و همراه با حوادث غیرقابل پیش‌بینی بود، سخت بود. در نهایت سه روز را مشخص کرده و گفتیم که در تاریخ میانی حمله می‌کنیم.»انجنیر غفار بعدها به این نتیجه رسید که اصرار آمریکایی‌‌ها برای تعیین تاریخ دقیق حمله، به این دلیل بوده که امکان تصویربرداری و نظارت از آسمان توسط ماهواره را داشته باشند.چگونگی انتقال استنیگر به افغانستان:. انجنیر غفار و افراد گروپش وقتی نزدیک مرز افغانستان و پاکستان رسیدند، استینگرهای اصلی در اختیارشان قرار داده شد. وزن یک استینگر حدود ۱۵ کیلوگرم، و هر کدام داخل یک جعبه بود.غفار اضافه میکند«از طریق مهمند اجنسی به افغانستان برگشتیم. به ما گفتند اگر در دریا (رودخانه) گیر افتادید، روی همین بکس‌ها/ جعبه‌‌ها نشسته، می‌توانید از آب بگذرید. جعبه‌های استینگر را سوار بر قاطر به کوه‌ها انتقال دادیم.چون بقیه راه را نمی‌شد با جعبه انتقال دهیم، استینگرها را از جعبه خارج و بین نیروها تقسیم کردیم. سه یا چهار گروه بودیم که به هر کدام یک استینگر تحویل داده شد. در هر گروه یک تن بود که شلیک استینگر را آموزش دیده بود، بقیه نیروهای گروه باید امنیت را تامین و در انتقال کمک می‌‌کردند.»من با یک گروه حدود ۴۰ نفری به سمت شمال جلال‌آباد در شرق افغانستان و نزدیک پاکستان حرکت کردم.به همه دستور دادم که تا با کسی تماس نگیرند و جایی نروند تا افشا نشویم. محل حمله در ولسوالی بهسود بود که تقریبا سه و نیم کیلومتر با میدان هوایی (فرودگاه) جلال‌آباد فاصله داشت. هواپیماها و هلی‌کوپترها هم در فاصله سه کیلومتری میدان هوایی را دور می‌زدند و به ما نزدیک می‌شدند. وقتی گروه‌ را تقسیم کردم، گفتیم دعا کنیم که خداوند موقعیتی را فراهم سازد که (شلیک) را تجربه کنیم و کامیاب شویم. تصادفی در همان روز یک گروه بسیار بزرگ هلی‌کوپترها برای اکمالات از کابل به سمت جلال‌آباد آمد.»غفارمیگوید: من موشک خود را هدف‌گیری کردم، دکمه پلاستیکی سیاه‌رنگ انرا آزاد ساخته روی قبضه فشار اورده و ماشه را کشیدم. اولین شلیک من خطا رفت، از کار افتاد و موشک چند صد متر دورتر به صخره‌ها خورد. اما موشک بعدی از دشت گذشت و مستقیم به یک هلی‌کوپتر خورد و آن را به گلوله‌ی از آتش تبدیل کرد. موشک‌های بیشتری به سرعت شلیک شدند و دو هلی‌کوپتر دیگر سقوط کردند که باعث کشته‌شدن خدمه آنها شد.»یک روز بعد در سفارت آمریکا در اسلام‌آباد پیام غافلگیرکننده‌ای دریافت شد: به طور کاملا تصادفی یک ماهواره جاسوسی ک‌ اچ-۱۱ آمریکایی در حال عبور از منطقه بود و به‌طور معمول از میدان نبرد افغانستان عکس‌برداری می‌کرد.این ماهواره تصویری واضح از فرودگاه جلال‌آباد مخابره کرد که سه توده آهن سوخته که زمانی هلی‌کوپتر بودند را در کنار هم در فرودگاه نشان می‌داد. پیام رسیده از لانگلی، مقر آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سی‌آی‌ای) با لحن پیروزمندانه‌ بود:«تصاویر ماهواره‌ای تایید می‌کنند که سه فروند در جلال‌آباد منهدم شده‌اند. همان‌طور که گزارش شده بود. لطفا تبریک ما را برای انجام موفقیت‌آمیز این ماموریت ابلاغ کنید.

فیلم اجرای انداخت با استینگر به رونالد ریگان نیز نشان داده شد.
ترکی فیصل، مدیر کل وقت ریاست استخبارات عربستان سعودی در کتاب «پرونده افغانستان» نوشته است: «صحنه شلیک موشک‌ها، فیلم‌برداری می‌شد. این کار با این هدف صورت می‌گرفت تا از سؤاستفاده و یا استفاده نادرست از موشک‌ها جلوگیری شود. در یک‌ مورد [پس از زدن هدف] فیلم‌بردار به‌اندازه‌ای هیجان‌زده شده بود که هم می‌دوید و هم تصویربرداری می‌کرد.
آنچه را که تصویربرداری کرده بود بعدها من تماشا کردم، بیشتر شامل تصاویری نامشخص و خیره‌ از آسمان، بوته‌ها و زمین بود… فیلم به رونالد ریگان هم نشان داده شد که خیلی خوشش آمده بود.»
به گفته انجنیر غفار بعدها به آن‌ها نوعی دوربین‌ عکاسی داده بودند که نمی‌شد عکس آن‌را در عکاس‌خانه‌های عادی چاپ کرد. «خودشان دوربین را می‌گرفتند و چاپ می‌کردند.»
سازمان سی‌آی‌ای دوربین‌های فیلم‌برداری هم در اختیار شلیک‌کنندگان استینگر قرار داده بود.
در فیلم‌ها دیده می‌شد که هر بار پس از سقوط یک هلی‌کوپتر نیروهای شان چگونه ابراز خوشحالی می‌کنند و به تعبیر یکی از نیروهای سی‌آی‌ای «مثل فیلمی از کودکان در میدان فوتبال به نظر می‌رسید. همه بالا و پایین می‌پریدند.»
سرنوشت استینگر ها، بعداز سقوط جمهوری دیموکراتیک افغانستان:
به گفته انجنیر غفار اولین استینگرها در اختیار تنظیم اسلامی گلبدین حکمتیار داده شد بترتیب تنظیم اسلامی مولوی
خالص ،تنظیم جمعیت اسلامی به رهبری برهان‌الدین ربانی و تنظیم حرکت اسلامی به رهبری محمد آصف محسنی هم شماری از استینگرها داده شده بود.
انجنیر غفار در مصاحبه اش نیز تاکید کرد: «وقتی که روس‌ها برآمدند، این موضوع مطرح شد که آمریکایی‌‌ها می‌خواهند استینگرها را جمع‌آوری کنند. سه استینگر پیش من بود، از پیش من بعضی افراد این طرف… آن طرف کردند، مجاهدین خود ما [گفتند] که اینجا گذاشتیم، آنجا گذاشتیم و بالاخره غیب شدند. چون امریکایی‌ها به قیمت بالا می‌خریدند، در بین تاجران هم خرید و فروش می‌شد، در اوایل کسی پیگیر نبود، بعدا این موضوع گرم شد. پاکستانی‌ها فعال شدند. زمانیکه حاجی قدیر ، والی ننگرهار بود، پاکستانی‌‌ها بوی مراجعه کردوتقاضای باز پس گیری استینگر را ها از من شدند. به اثر فشار وی که دوست نزدیک من بود ستنیگر ها را به پاکستانی ها تسلیم کردم و نمیدانم که بعدا سرنوشت ان چه شد( در اول اظهار کرد استینگر ها سه قبضه بود غیب شد ولی بعدا در ادامه مصاحبه از بازدهی ستینگر ها سخن گفت)
به گفته استیو کل، خبرنگار شناخته‌شده آمریکایی، ایرانی‌ها تا توانستند موشک استینگر خریدند. افسران سی‌آی‌ای تخمین زده بودند که ایران توانست حدود ۱۰۰ موشک استینگر به دست آورد.
نرخ خرید یک استینگر کامل از ۷۰ هزار دلار به ۱۵۰ هزار دلار می‌رسید.
سی‌آی‌ای برای بازگرداندن استینگرها دست به دامن کشورهای متحدش در منطقه شد. احمد بدیب، رئیس دفتر ترکی فیصل، مدیر کل ریاست استخبارات عربستان، آنطور که استیو کل نوشته است تا سومالی پرواز کرد تا استینگرهایی که به آفریقا قاچاق شده بود را برگرداند و به آمریکایی‌ها بسپارد.
سلاح استنیگر در زمان جنگ سرد از مخرب ترین سلاح از اهمیت خاصی برای سازمان استخباراتی پاکستان وامریکا برخورداربود. حتی گروه های افراطی انرا علیه طیاره های مسافر بری نیز استفاده کردند در اثر اصابت ان تعداد ازمسافرین غیر نظامی نیزجان باختند.توسط این سلاح حملات فاجعه بار رخ داد.
با عرض حرمت
ادریس اریب

نشریه دموکراتیک خلق
2025-10-11

Comments

Leave a comment

More posts